أبو علي سينا
65
قراضه طبيعيات ( فارسى )
چنان كه او را آتش تبخير « 1 » كند « 2 » و تحليل نتواند كرد به زودى سياه گردد پس اگر آتش بسيار گردد بسپيدى « 3 » مايل گردد « 4 » چنان كه هيزم تر چون انگشت گردد سياه باشد « 5 » و « 6 » متماسك اجزا « 7 » چه اندر و هنوز رطوبت « 8 » است چون ديگر بار آتش به دو رسد و نيك اندر و عمل كند و رطوبت او را همه نشف « 9 » كند خاكسترى سپيد « 10 » گردد و چون تماسك او به رطوبت « 11 » بود و رطوبت رفت « 12 » مكلّس شد « 13 » و هم بدين سبب سياهى ازو بشد « 14 » . باب هفتم « 15 » - چراست كه « 16 » زر بسيماب « 17 » گداخته و سرشته « 18 » گردد .
--> ( 1 ) - ت : ؟ ؟ ؟ ؟ . ( 2 ) - ت اين كلمه را ندارد . ( 3 ) - س : بسبزى . ( 4 ) - س : شود . ( 5 ) - س : شود . ( 6 ) - س اين حرف را ندارد . ( 7 ) - س : اجزاء ( برسم الخط عربى ) . ( 8 ) - س با رطوبتى . ( 9 ) - س : نشو . نشف كند يعنى به خود كشد . ( 10 ) - س : سفيد . ( 11 ) - ت : رطوبت . ( 12 ) - س : رطوبت او رفته . ( 13 ) - س : شود . ( 14 ) - س : بشود و سفيد گردد . ( 15 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : ز . سقط نسخهء م به شرحى كه پيش از اين در حاشيهء ( 1 ) ص ( 62 ) ذكر شده تا اين جاست . ( 16 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 17 ) - س : سيماب . ( 18 ) - در دو نسخهء م و ت : سرسته .